محمد مهدى ملايرى
165
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
رو من بر آن شدهام كه نيمى از آنها را هلاك سازم و نيم ديگر را براى برپا داشتن بازارها و آباد و دائر نگاهداشتن راهها زنده بگذارم . و نظر آنها را در اينباره خواست در اين رايزنى احنف بن قيس رئيس قبيلهء بنى تميم كه با تيرههاى متعددش يكى از بزرگترين قبائل عرب بشمار مىرفت ، و بسيارى از سپاهيان ايران هم كه در جاهاى مختلف به اعراب پيوسته بودند آن قبيله را به عنوان همپيمان برگزيده بودند ، با معاويه همداستان نشد ولى سمرة بن جندب آن را پسنديد و حتى خود داوطلب اجراى آن گرديد . معاويه در آن روز نتوانست در اينباره تصميمى بگيرد ولى سرانجام از كشتن آنها درگذشت و به پراكندن ايشان همت گماشت ، و در هنگامى كه زياد عامل او بر عراق بود به دستور او برخى از ايرانيان كوفه يعنى همان جند شهنشاه را به بلاد شام و عدهاى از آنها را هم به بصره كوچانيد . بلاذرى گويد آنها را كه به شام كوچانيد در آنجا همچنان ( الفرس ) ناميده مىشوند و آنها را كه به بصره منتقل شدند در آنجا در اسواران ايرانى كه از قبل در آنجا بودند داخل شدند « 1 » . بلاذرى در روايتى از مشايخ انطاكيه و اردن نقل كرده كه معاويه در سال 42 هجرى گروهى از فرس بعلبك و حمص و انطاكيه را به سواحل اردن : صور و عكا و جاهاى ديگر كوچ داد . و در همين سال يا يك سال پيش يا پس از آن گروهى از اسواران بصره و كوفه و فرس بعلبك و حمص را به انطاكيه كوچانيد . و مسلم بن عبد الله جد عبد الله بن حبيب بن نعمان بن مسلم انطاكى يكى از اين سرداران ايرانى بود « 2 » . معاويه به جز اسواران كه طبقهء برگزيدهء سپاهيان ايران بودند از دستههاى ديگر سپاه ايران كه در عربى به نامهاى سيابجه و زط خوانده شدهاند نيز به سواحل شام و انطاكيه كوچانده بود . و در دورههاى بعد نيز وليد بن عبد الملك هم گروهى از زطها را به انطاكيه و نواحى آنجا منتقل ساخت « 3 » . معاويه به جز اسواران و جنگجويان ايرانى عدهاى از هنرمندان ايرانى را هم براى كارهاى عمرانى و صنعتى و كشتىسازى و كسبوكار از عراق به شام
--> ( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 343 . ( 2 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 139 و 175 . ( 3 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 192 .